تبلیغات
ضد زندگی - !!!
زیباترین گناه
درباره وبلاگ

آرشیو

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ

Admin Logo
themebox

دریافت کد پیغام خوش آمدگویی
دریافت کد بارش برگ
دریافت کد قلب دنبال موس


















کد ساعت فلش


نام : گمنام
شهرت : سرگردان
زادگاه : محراب غم
تاریخ تولد :در یکی از روزهای بارانی
شماره شناسنامه : نامفهوم
مدت محکومیت : حبس ابد
نام پدر : کوه رنج
نام مادر : فرشته ی غم
نام پدربزرگ : درویش تنها
نام مادربزرگ : سلطان غم
قد:كمتر از خاك
وزن:به سنگینی بغض چند ساله
رنگ چشم:بارانی
رنگ مو:همرنگ درد
مقطع تحصیلی:پایه آخر بد بختی
گناه:انسان بودن
جرم:به دنیا آمدن
محکومیت:زندگی کردن
زمان رهایی:مرگ
چراغم :خاموشی
سقفم :آسمان
مونسم : شب
کارم : حسرت
یادم : فراموشی
دردم : فراغ
فریادم : سکوت
آرزویم : مرگ
زندگیم :سیاه پر کلاغی
امیدم :ناامیدی
آدرس : خیابان غم –
میدان تنهایی – چهارراه بدبختی –
خیابان رنج – کوچه غربت –
پلاک ناباوری
(به نیستی محكوم شدم،اماگله ندارم)
......♥......................♥...♥
..........♥.............♥............♥
..............♥.....♥...................♥
...................♥.....................♥
................♥......♥..............♥
..............♥.............♥....♥
.............♥
...........♥
..........♥.
.........♥
.........♥
..........♥
..............♥
...................♥
..........................♥
...............................♥
....................................♥
...................................♥
...............................♥
.........................♥
......................♥
.............♥
.....♥
...♥
.♥.............................♥....♥
♥..............................♥.........♥
.♥......................♥................♥
..♥...................♥..................♥
...♥.......... .........…….. ......... ♥
.....♥................................♥
........♥.........................♥
...........♥...................♥
..............♥..............♥.♥.......♥
.....................♥..♥
.......................♥

میدانم هراز گاهی دلت تنگ میشود.همان دل های بزرگی ک جای من در آن استآنقدر تنگ می شود ک حتی یادت میرود ک من آنجایم.دلتنگی هایت را از خودت بپرس.و نگران هیچ چیز نباش!هنوز من هستم.هنوز خدایت همان خداست!هنوز روحت از جنس من است!اما من نمی خواهم تو همان باشی!تو باید در هر زمان بهترین باشی.نگران شکستن دلت نباش!میدانی؟شیشه برای این شیشه است چون قرار است ک بشکند.و جنسش عوض نمی شود. . .و میدانی ک من شکست ناپذیر هستم. . .و تو مرا داری. . .برای خودت و برای همیشه!چون هروقت گریه میکنی دستان مهربانم چشمانت را می نوازد. . .چون هرگاه تنها شدی،تازه مرا یافته ای. . .چون هرگاه بغضت نگذاشت صدای لرزان و استوارت را بشنوم،صدای خرد شدن دیوار بین خودم و تورا شنیده ام!درست است مرا فراموش کردی،اما من حتی سر انگشتانت را از یاد نبردم!دلم نمی خواهد غمت را ببینم. . .می خواهم شاد باشی. . .این را من می خواهم. . .تو هم می توانی این را بخواهی.خشنودی مرا.و من هرشب که می خوابی روحت را نگاه میدارم تا تازه شود. . .نگران نباش!دستان مهربانم قلبت را می فشارد.شب ها که خوابت نمی برد فکر می کنی که تنهایی؟اما. . .نه من هم دل به دلت بیدارم!فقط کافیست خوب گوش بسپاری!و بشنوی ندایی که تورا فرامی خواند به زیستن!پس با تموم وجودم بلند بر فراز قله ها فریاد میزنم:

((ب اندازه تموم دیوونه های تو دیوونه خونه دیوونه وار دیوونتم دیوونتم دیوونه.پس بدون ک از بین این همه دیوونه دیوونه ترینشون دیوونته دیوونه))